این پست آخرین پست منه...
می خوام یه مدت ننویسم
ولی وقتی که می نویسم
می خوام در مورد یه عشق دیگه بنویسم
عشقی که همیشه من را دوست داره
پس تا بعد
خداحافظ
نوشته شده توسط مغلوب عشق در دوشنبه چهارم خرداد 1388 ساعت 21:7 موضوع | لينک ثابت






اگر بی هوا کسی وارد زندگیت شد ؛ بدون کار “خدا” بوده ! , اگه بی محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار “خدا” بوده ! , اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی ؛ بدون تنها محرمت “خدا” بوده ! , حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائی خفه ات کرده ؛ شک نکن تنها مرحمت “خداست” که ؛ از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده
![]()

نوشته شده توسط مغلوب عشق در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388 ساعت 22:37 موضوع | لينک ثابت
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بی وفا حالا كه من افتاده ام از پاچرا
نوشدارویی وبعد از مرگ سهراب آمدی
سنگدل این زودتر میخواستی حالا چرا
عمر مارا مهلت امروز و فردای تو نیست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا
نازنينا ما به ناز تو جوانی داده ايم
ديگر اكنون با جوانان ناز كن با ما چرا
وه كه با اين عمر های كوته بی اعتبار
اينهمه غافل شدن از چون منی شيدا چرا
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي كند
در شگفتم من نمی پاشد ز هم دنيا چرا
شهريارا بي حبيب خود نمی كردی سفر
راه عشق است اين يكی بي مونس و تنها چرا.
استاد شهريار

نوشته شده توسط مغلوب عشق در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ساعت 15:33 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

در اين دنياي فاني عاشق شدم
عشق از وجودم لبريز است
فهرست اصلي
دوستان
پيوندهاي روزانه
نوشته هاي پيشين
ساير امکانات